در جمهوری اسلامی ایران سازوكارهای منطقی برای كاهش اختلافات دیده شده است اما هنگامی كه با وجود چنین نهادهایی هنوز اختلافات به سطح عمومی كشیده می شود و برخی نهادها حتی حاضر نیستند روند پیش بینی شده در قانون اساسی را بپذیرند، بسیاری از اقدامات بایسته نظام اسلامی مسكوت می ماند و یا به سرانجام خوشی نمی رسد؛ مانند جلسات سران قوا برای مبارزه با مفاسد اقتصادی كه اكنون تعطیل شده و بلاتكلیف است.

ناسازگاری و برخی درگیری ها میان قوا در كشورهایی كه به تفكیك قوا معتقدند، امری غیرطبیعی نیست، اما گذر زمان و هوش سیاسی رهبران و پختگی هرچه بیشتر نهادها باعث می شود كه تعارضات و اختلافات نهادها در این كشورها روزبه روز كاهش یابد. در جمهوری اسلامی ایران سازوكارهای منطقی برای كاهش این اختلافات و تدابیر رهبری، قانون اساسی، مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای نگهبان دیده شده است اما هنگامی كه با وجود چنین نهادهایی هنوز اختلافات به سطح عمومی كشیده می شود و برخی نهادها حتی حاضر نیستند روند پیش بینی شده در قانون اساسی را بپذیرند، بسیاری از اقدامات بایسته نظام اسلامی مسكوت می ماند و یا به سرانجام خوشی نمی رسد؛ مانند جلسات سران قوا برای مبارزه با مفاسد اقتصادی كه اكنون تعطیل شده و بلاتكلیف است.