اقدام خودجوش دانشجويان در تسخير چندساعته سفارت انگليس كه در روز هشتم آذر امسال رخ داد، تاكنون از زواياي مختلفي مورد نقد و بررسي قرار گرفته است. انبوه نظرات موافق و مخالف در اين زمينه به قدري بوده كه تازگي موضوع همچنان در افكار عمومي حفظ شده است.

تحليل دانشجويان از تسخير لانه روباه

عده‌اي معتقدند اين اقدام دانشجويان احساسي و بدون در نظر گرفتن شرايط موجود بود. عده‌اي ديگر هم واقعه روز هشتم آذر را بازي دانشجويان در زمين انگلستان مي‌دانند. اما در برابر چنين نظراتي، بسياري اعتقاد دارند كه اين اقدام خودجوش دانشجويان يك تودهني محكم و بجا به بريتانيا و تحقير آن بعد از چند قرن خيانت‌ عليه ملت ايران و ساير ملت‌هاي آزاده به شمار مي‌آيد. اكنون براي بررسي و واكاوي بيشتر اين موضوع، يادداشت‌هاي تحليلي برخي از دانشجويان را درباره «نقاط مثبت و منفي تسخير سفارت انگليس» با هم مي‌خوانيم:


استفاده از فرصت‌ها پس از ناكامي غرب در تهديدات 
محمد ثقفي | دانشجويان دانشگاه‌هاي تهران روز سه‌شنبه مورخ هشتم آذرماه ۱۳۹۰ تجمعي اعتراضي مقابل سفارت انگلستان و همچنين باغ قلهك برگزار كردند. دانشجويان پس از رو در رويي چند دقيقه‌اي با پليس توانستند سفارت انگلستان و باغ قلهك را تسخير كنند. نيروهاي پليس با اولتيماتوم دادن به دانشجويان و سپس درگير شدن با آنها موفق شدند كنترل سفارت انگلستان و باغ قلهك را در دست بگيرند و گروگان‌هاي دانشجويان در باغ قلهك را آزاد كنند و به مسئولان سفارت انگلستان تحويل دهند. اين تجمع در پي تصويب طرح كاهش روابط جمهوري اسلامي ايران با انگليس و همزمان با سالگرد شهادت دكتر مجيد شهرياري به دست سرويس‌هاي اطلاعاتي برخي كشورهاي تروريست برگزار شد.
پيش از اين حادثه، مجلس جمهوري اسلامي ايران، طرح كاهش روابط با انگلستان را با رأيي قاطع تصويب كرد. اين طرح در پي مطرح شدن بحث تحريم بانك مركزي كشورمان از طرف مقامات انگليسي به رأي گذاشته شد.
در اولين واكنش در جريان تجمع، وزارت‌خارجه‌ انگليس در بيانيه‌اي از پليس ديپلماتيك ايران خواست وظايف خود در حفاظت از سفارت اين كشور را به درستي انجام دهد. پس از تسخير سفارت و بازتاب آن در رسانه‌هاي غربي، نخست وزير انگليس، وزارت خارجه‌ اين كشور، رئيس‌جمهور و وزير خارجه‌ امريكا، كاخ سفيد و سخنگوي مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا در پي بيانيه‌ها و اظهاراتي حمله به سفارت انگلستان را محكوم كردند. وزارت امور خارجه كشورمان نيز در ناباوري دانشجويان، ضمن تأكيد بر رعايت قوانين بين‌المللي، از اين اقدام معترضين اظهار تأسف كرد و خواستار پيگيري فوري موضوع توسط مسئولان شد.
در همه‌ اين سال‌ها ايده‌ تسخير سفارت يك كشور در اعتراض به سياست‌هاي دولت آن كشور مورد انتقادات مختلفي قرار مي‌گرفته است. سؤالاتي از اين دست كه آيا حمله به سفارتخانه يك كشور كه قانوناً بخشي از خاك آن كشور است چه توجيهي دارد؟ و آيا اين قانون‌شكني افكار عمومي جهان را عليه ما بسيج نمي‌كند؟ آيا اين دست اقدامات بهانه‌ رسانه‌ها و دول غربي و نهادهاي بين‌المللي براي ساختن تصويري وحشي و اعمال فشارهاي مختلف بر كشورمان نمي‌شود؟ آيا در برابر تيره شدن روابط خود با كشورهاي قدرتمندي كه به سفارتخانه‌شان حمله مي‌كنيم، دستاورد ارزشمندي هم به دست مي‌آوريم؟ آيا قطع روابط ما با كشورهاي ديگر وقتي منافع جدي‌اي در كشورمان ندارند اصلاً ضرري به آنها مي‌زند و اثر سياسي مفيدي دارد؟ آيا اين كار ما باعث اعمال فشار فزاينده بر ايرانيان مسافر يا مقيم كشور مذكور نمي‌شود؟ آيا اينگونه اقدامات با سياست‌هاي كلي نظام و ايده‌هاي رهبري هماهنگ است؟
شايد نتوان به طور كلي روي ايده‌ تسخير سفارت ارزشگذاري كرد. بايد ديد كشوري كه در برابر ماست از كشورهاي اسلامي است يا غير اسلامي؟ نظام مستكبر و قدرتمندي دارد يا استبدادي است و ضعيف؟ افكار عمومي مسلمانان و جهان چه برداشتي از تسخير سفارت اين كشور مي‌كنند؟ سياستمداران و قدرتمندان جهان چه پيامي از اين اقدام مي‌گيرند؟ آيا اين اقدام به‌گونه‌اي تفسير نمي‌شود كه بين صفوف مستضعفين تفرقه بيندازد؟ برخورد با نظام آن كشور در اولويت است يا نه؟ منافعي كه از دست مي‌دهيم نسبت به دستاورد عدالت‌خواهانه‌اي كه به دست مي‌آوريم قابل صرف‌نظر هست؟ سؤالاتي از اين دست مي‌تواند پاسخ ما به سؤال از لزوم تسخير يك سفارتخانه را مشخص كند.
تسخير سفارت انگلستان، گرچه تبعاتي منفي نيز در بر داشت ولي دستاوردهاي جمهوري اسلامي ايران و جبهه مقاومت از اين اقدام بسيار بزرگ‌تر

پس از تسخير چندساعته سفارت انگليس و تحقير استعمار پير توسط دانشجويان، بلافاصله شوراي متحصنين سفارت انگليس تشكيل شد. اين شورا با صدور هشت بيانيه، علاوه بر تشريح اهداف دانشجويان در تسخير سفارت، بسياري از انتقادات در اين زمينه را نيز پاسخ داد. ضمناً در بيانيه هشتم، با طرح 34 مورد آشكار از خسارت‌هاي نظام سلطنتي بريتانيا به ايران، از ديوان بين‌المللي دادگستري و مسئولان داخلي كشور خواسته شد تا هرچه سريع‌تر نسبت به محاسبه ميزان خسارات وارده بر ملت ايران و دريافت فوري آن اقدام نموده و قطع كامل روابط با اين رژيم را اجرايي نمايند
از آن بود كه به خاطر مشكلاتي كه پيش آمد، اين اقدام را نادرست بدانيم. تبعات منفي‌اي چون ايجاد مشكل براي ايراني‌هاي مسافر يا ساكن در انگلستان، قطع روابط ما با اين كشور و حركت‌هاي ديپلماتيك نمادين كشورهاي غربي عليه ما در برابر آن‌چه به دست آورده ايم قابل صرف نظر كردن است.
انگلستان و نهادهاي بين‌المللي و رسانه‌ها چندان نمي‌توانند به خاطر يك حركت مردمي و دانشجويي جمهوري اسلامي را محكوم كنند. وظيفه قانوني نظام تنها، دفاع از سفارتخانه‌ها توسط پليس ديپلماتيك است. پليس در تجمع اخير روبه‌روي سفارت انگلستان با ورود دانشجويان به سفارت مقابله كرد، گروگان‌ها را از دست دانشجويان آزاد كرد و دانشجويان را از سفارتخانه و باغ قلهك خارج كرد. انگلستان و دنياي غرب كه مدعي رعايت حقوق بشر و كرامت انساني‌اند نمي‌توانند مقامات ايران را مورد مؤاخذه قرار دهند كه چرا در برخورد با دانشجويان بيش از اين به خشونت متوسل نشديد و سر و دست دانشجويان را نشكسته است.
تسخير سفارت دولت مستكبر انگلستان در نگاه مردم منطقه و كشورمان كه سابقه‌ ستم‌كاري‌هاي اين كشور و دست‌نشاندگانش را در ذهن دارند اتفاق مباركي است. مشاهده‌ اينكه بريتانياي كبير و قدرتمند در برابر چنين تحقيري كار زيادي از دستش برنمي‌آيد از جنبه‌ ديپلماسي عمومي در جهان اسلام و جبهه‌ مستضعفين اثرگذاري كمي ندارد و در دراز مدت به تشجيع و قدرتمندتر شدن ملت ما و جبهه‌ جهاني مستضعفين مي‌انجامد.
جمهوري اسلامي ايران مدت‌هاست كه سفيري در انگلستان ندارد، سطح مبادلات تجاري ما با اين كشور نيز چندان قابل توجه نيست، بنابراين كاهش يا قطع روابط ما با انگلستان عملاً منافع تجاري و سياسي خاصي را در رابطه دوجانبه‌ ما به خطر نمي‌اندازد جز اينكه انگلستان پيام قوي‌اي دريافت مي‌كند كه ايران از تهديدات شما نمي‌هراسد. همچنين تسخير سفارت انگلستان و پذيرش قطع روابط با اين كشور هشداري جدي براي كشورهاي اروپايي مانند آلمان، فرانسه و ايتاليا است كه مبادلات تجاري گسترده‌اي با ايران دارند و از مصرف‌كنندگان نفت ايران هستند؛ اينكه تهديد و تحريم جمهوري اسلامي ايران مي‌تواند منافع تجاري آنها و امنيت تأمين انرژي‌شان را به صورت جدي به خطر بيندازد.

تقويت روند رو به رشد صدور انقلاب
فهيمه اميني | تصرف سفارت انگلستان توسط دانشجويان انقلابي در حالي رقم خورد كه تعارضات و تجاوزات اين روباه پير از گذشته‌هاي دور تا به امروز همچون: «نقش داشتن در نابودي ميليون‌ها نفر ايراني در سال‌هاي جنگ جهاني دوم بر اثر قحطي»، «شهادت دو نفر از ديپلمات‌هاي ايراني در سال۵۹ در سفارت ايران در لندن»، «حوادث فتنه۸۸»، «ترور دانشمندان ايراني»، «پيشقدم بودن در تحريم‌ها عليه ايران» و قس علي هذا، انتظار ملت ايران از قواي سه گانه را به عكس‌العملي جدي و قاطع رهنمون مي‌ساخت؛ واكنشي كه حداقل نمود آن را بايد توسط قوه مجريه و وزارت خارجه در به اجرا درآوردن سريع و بدون معطلي مصوبه مجلس نسبت به كاهش روابط با انگلستان مي‌ديديم. كارنامه سياه استعمار پير براي مردم و سياستمداران ما آنچنان نمايان و در حافظه تاريخي آنان ثبت گرديده كه ناپسندي و مردود بودن هرگونه قرابت و نزديكي ايران با روباه پير اظهر من الشمس است. بنابراين اختلاف در شيوه و چگونگي كنش و واكنش، عده‌اي را به احساساتي خواندن دانشجويان در اين قضيه و به نوعي نادرستي رفتار آنان به دلايلي چون هزينه‌سازي براي نظام با دادن بهانه به دست دشمن ماجراجو، احتمال به هم خوردن معادلات منطقه به ضرر ما و به نفع دشمن و احتياج به آرامش در برهه انتخابات مجلس شوراي اسلامي و حضور حداكثري مردم در آن، واداشته است. در اين زمينه ابتدا بايد گفت كه شور و احساس حتي مطابق روايات نيز از ويژگي‌هاي جواني است ولي همين جوان از اقدام منع نگرديده است. روحيه آرمانگرايانه جوانان، آنان را به سمت تحقق آرمان‌ها كشانده و در فضاي واقع‌گرايانه بزرگان، شرايط به تعادل مي‌رسد. بنابراين بايد دانست كه آرمانگرايي مطلق به شكست منتهي شده و واقع‌گرايي صرف، مصلحت‌انديشي‌هاي كور به بار مي‌نشاند. نكته بعدي آنكه شرايط بين‌المللي گوياي اين واقعيت است كه وضعيت فعلي جهان نه در دست دولت‌ها كه در دست ملت‌هاست؛ مللي مستضعف كه با الهام‌گيري از انقلاب اسلامي ايران، فهم آرمان‌هاي آن و ديدن حركت رو به جلوي جمهوري اسلامي، پيشرفت روزافزون و دستاوردهاي آن، عليه استكبار به پا خاسته و در تلاشند سرنوشت خويش را خود به دست گرفته و از يوغ مستكبرين رهايي يابند. ناگفته پيداست كه در چنين وضعي، هر حركت ضد امپرياليستي از جانب سردمدار ضداستكبار- جمهوري اسلامي ايران- موجي جديد در جهان آفريده و نفرت عمومي را به عملي تبري‌جويانه سوق مي‌دهد و اين مهم، يعني تقويت روند رو به رشد صدور انقلاب، گامي در جهت تثبيت صدرنشيني آرمان‌هاي الهي جمهوري اسلامي ايران و همچنين تثبيت معادلات منطقه و جهان به نفع ما و به ضرر دشمن. اگر هم نگراني نسبت به قطع كامل ارتباط بريتانيا و در ادامه راه واكنش منفي برخي كشورهاي اروپايي و احضار سفرايشان در آينده است، كه تجربه دو وضعيت مشابه: ۱- واكنش كشورهاي اروپايي به حكم امام خميني (ره) نسبت به مهدورالدم خواندن سلمان رشدي و ۲- دادگاه ميكونوس آلمان آن هم در زماني كه ظرفيت اين نظام مقدس تا به اين حد بالا نبود، شكست، عقب‌نشيني و تحقير كشورهاي اروپايي را نشان مي‌دهد. پس هم‌اينك كه ظرفيت بسيار بالاتر رفته، به طريق اولي هراس و نگراني بي‌مورد خواهد بود. در واقع اگر باور داريم در ماجراي تسخير لانه جاسوسي امريكا و قطع رابطه شيطان بزرگ با ايران، زيان اصلي‌اش به سمت امريكا و خيرش متوجه ما شد، مشاهده چنين واقعه‌اي در رابطه ميان ايران و انگلستان بسي مايه خرسندي مي‌گردد. 

انتظاري كه از برخي مسئولان مي‌رفت
احسان ابراهيمي |
عصر روز سه‌شنبه هشتم آذر پيامك‌هاي متعدد دوستان حامل خبري بود كه به سرعت در صدر خبرهاي اغلب رسانه‌هاي دنيا قرار گرفت: «سفارت انگليس تسخير شد». ماجرا از اين قرار بود كه در سالگرد شهادت شهيد شهرياري تجمعي از سوي چند مجموعه دانشجويي از چند دانشگاه تهران در مقابل سفارت انگلستان ترتيب داده شد. در اين مراسم و پس از گذشت چند دقيقه از آغاز آن، دانشجويان خشمگين به سمت در سفارت هجوم بردند و پس از كنار زدن ديوار نيروهاي پليس و بالا رفتن از در سفارت، وارد محوطه سفارت شدند. دقايق بعد هم عده بيشتري (حدود ۳۰۰ نفر) از تجمع‌كنندگان با فشار وارد سفارت شده چند ساعتي را در محوطه باقي ماندند. دانشجويان فاتح در اين مدت، پس از شكستن برخي از شيشه‌ها وارد ساختمان‌هاي سفارت شدند و به جستجوي اتاق‌ها پرداختند. دست آخر هم پليس، پس از افزايش نيرو، با شدت عمل، دانشجويان را از محل سفارت بيرون كرد. همزمان عده ديگري از دانشجويان تهراني با ورود به باغ قلهك، براي ساعاتي كنترل اين محل را در اختيار خود گرفتند كه به طور مشابه با واكنش شديد پليس، مورد ضرب و شتم قرار گرفته و تعدادي هم بازداشت شدند.
اتفاقات
در جريان تسخير سفارت، عده‌اي از مخالفت رهبر معظم انقلاب با اين اتفاق خبر دادند اما بسياري هم معتقدند كه موضع رسمي رهبري سكوت بوده است بنابراين نمي‌توان به طور قطع نظر ايشان را حدس زد. چه بسا كه ايشان خود تأكيد فرموده‌اند: «من آنچه در سخنراني‌ها بيان مى‌كنم، لب نظراتم است. اساسي‌ترين نظراتم همان‌هايى است كه شما در سخنراني‌ها از من مى‌شنويد. هيچ نظرى درباره مسائل جارى كشور و مسائل اسلام و مسلمين و مسائل اجتماعى وجود ندارد كه من آن را درِگوشى به كسى بگويم و نشود آن را در علن گفت.»
آن روز زمينه‌ها، حاشيه‌ها و بازتاب‌هاي فراواني داشت كه همگي شايان بررسي و تحليلند؛ همچنين بايد زمان بگذرد تا تأثيرات واقعي و نه خيالي و موهوم اين اتفاقات روشن گردد. لكن بررسي اجمالي آنچه تاكنون رخ داده و دقت در اصل اين رويداد، نكاتي را پيش رو قرار مي‌دهد كه در حد اين نوشته به آنها اشاره مي‌شود:
۱. از «خودسرانه» دانستن اين اقدام توسط رسانه‌هايي كه ۸ آذر را ۱۳ آبان ندانستند تا طبيعي دانستن آن توسط دكتر جيمز بي‌ترينگ مسئول مؤسسه صلح انگليس كه «خشم دانشجويان را نتيجه رفتار پيشين دولت انگليس دانست»، همه در يك موضوع وحدت نظر داشتند و آن تغيير رويكرد مسالمت‌آميز در برخورد با روباه پير است. اينكه اين تغيير از مجاري قانوني همچون مجلس صورت گيرد و تنزل از سفير به كاردار يا با بالا رفتن از ديوار سفارت و شكستن شيشه و قفل چندان محلي از اعراب ندارد. واقعيت اين است كه مردم ما، منهاي اختلاف در نحوه اجرا، همه يك حرف دارند و آن اينكه عمر سياسي استعمار انگليس در ايران به سر آمده است. بنابراين آن‌هايي كه اين اقدام را حربه‌اي براي مظلوم‌نمايي انگليس مي‌دانند، نگراني بيهوده‌اي دارند و به قول دوستي «در اصل كشتن روباه اتفاق نظر وجود دارد؛ اختلاف در چگونگي كشتن روباه است».
۲. همزماني اين اتفاق با ايام سوگواري شهادت سالار شهيدان و نصب پرچم مزين به نام ابا عبدالله الحسين(ع) بر سر در سفارتخانه، الگوگيري جوانان ايراني از خط سرخ حسيني را به تمام جهان مخابره كرد. از ديگر سو، چنين اقدام انقلابي با اين برد رسانه‌اي، آن هم درست در اوج بيداري دنياي اسلام، بي‌ترديد تأثيرات مثبتي در ميان ملت‌ها و به ويژه آنها كه طعم تلخ استعمار را چشيده‌اند يا آنها كه اكنون به طريقي در مسير مبارزه‌اند، گذاشت. اعلام همبستگي جوانان مصري، مسلمانان اندونزي و دانشجويان امريكاي لاتين در فاصله‌اي اندك از انتشار خبر تسخير، مويد همين مدعاست.
۳. سي سال است كه دشمن از طريق تمامي امكانات فرهنگي و رسانه‌اي تلاش مي‌كند تا حساسيت انقلابي جوانان و به ويژه دانشجويان را تمام شده معرفي كند. تسخير لانه جاسوسي روباه پير، سند ميزان موفقيت دشمن در اين عرصه است و بار ديگر ريشه‌هاي نظري شعار «مرگ بر انگليس» را در نسل جديد انقلاب كه حافظه تاريخي كمتري دارد احيا كرد.
۴. بار ديگر افتخار مبارزه تا پاي جان و نپذيرفتن ذلت به نام دانشجويان و جوانان حزب‌اللهي رقم خورد و در شرايطي كه انتظار مي‌رفت برخي مسئولان و نمايندگان مجلس با پيوستن به جمع جوانان مؤيد اين حركت باشند، بسياري سكوت وحدت بخش پيشه كردند و به عرف ديپلماتيك انديشيدند. از برخي مجموعه‌هاي دانشجويي كه هنوز مشغول شمارش آراي انتخابات رياست جمهوري هستند هم كه به كل انتظاري نيست!
اين در حالي است كه از بازتاب‌هاي مختلفي كه اين اقدام داشته است مي‌توان فهميد كه انگليس با گذشت بيش از يك ماه از آن رويداد همچنان در تلاش است تا زمين بازي را به نفع خويش تغيير داده و با مظلوم‌نمايي و همراهي سران ساير كشورها، دانشجويان و ملت ايران را از موضع تهاجمي به دفاع بكشاند؛ لذا ضروري است كه همه افراد و مسئولان، ضمن حمايت همه‌جانبه از اقدام دانشجويان، بر مواضع انقلابي و تهاجمي خود تأكيد كنند. لازم به ذكر است كه حاصل كوچكترين «وادادگي»چه بسا به نتيجه رسيدن سياست‌هاي روباه پير را در بر خواهد داشت كه احتمالاً «خيانت» است.
۵. واقعيت آن است كه مسئله اصلي در حركت‌هاي دانشجويي، ابتناي آن بر تحليل و تصميم خود دانشجويان و در واقع «جوششي» بودن آنهاست؛ و الا بحث از درست يا نادرست بودن چنين اقداماتي آن هم تنها بر اساس پيامدهاي آن، گرچه براي كشف اشتباهات و كسب تجربه مفيد ضروري است، اما تأثيري در ارزش‌‌گذاري آن نخواهد داشت. تسخير سفارت و اقدامات دانشجويان در هشتم آذر، به ويژه وقتي با برخورد شديد نيروي قهري و واكنش‌هاي مذبوحانه غرب روبه‌رو شد، به اتفاق مبارك سال ۵۸ گره خورد و به تعبير يك دوست، چنين رويكردي است كه دست انقلاب امام روح‌الله را در تمام عرف‌هاي ديپلماتيك و غير ديپلماتيك براي هميشه تاريخ بالا مي‌برد. 

آشوب در آشپزخانه سفارت چرا؟!
محمدمهدي شاه‌آبادي | داستان تسخير سفارت انگليس چند مسئله قابل توجه در بر دارد:
۱. اصل تصميم به تسخير دو بخش دارد:
الف. بخش دانشجويي تصميم: از منظر دانشجويي و با سابقه كار تشكيلاتي چندين ساله، آن كار را در آن موقع جالب و مفيد و به حال كشور نمي‌دانستم و به نظرم اختلال در فرآيند كار مجلس بود. اما اين يك نظر دانشجويي است و اگر داستان به همين جا ختم مي‌شد تنها يك اختلاف نظر دانشجويي بود.
ب. بخش تصميم‌گيري حكومتي: كه اين كار قطعاً با ميزاني از همراهي نهادهاي امنيتي و اطلاعاتي صورت گرفت. مهم‌ترين اشكال كار همين ذهن هايي است كه همچنان در سال ۱۳۵۸ سير مي‌كند و به دنبال آن است كه با كاري به قول خودشان انقلابي و در جريان نگذاشتن حضرت آقا، ايشان را مانند امام (ره) در عمل انجام شده قرار دهند. چنين ذهني، فارغ از هرگونه نتيجه‌اي كه براي اين اقدام خاص به دست آمده باشد، ذهن خطرناكي است. گستردگي كار نشان مي‌دهد كه اين كار يك ذهن نيست و جمعي به چنين تصميم‌گيري معتقد شده‌اند و اين خطر بسيار بزرگي است.
۲. از زاويه آنچه در سفارت صورت گرفت، با توجه به نقل قول دوستان، به نظر مي‌رسد كه بهترين كار همان پايين آوردن پرچم انگليس و نصب پرچم ايران بود. شايد بتوان موضوع دستيابي به اطلاعات محرمانه را اضافه كرد. اما تخريب سفارت، رسيدگي به آشپزخانه و يخچال سفارت، آتش زدن درخت يا برداشتن وسائل شخصي از سفارت توجيهي نداشت.
۳. از زاويه نتايج به دست آمده و تبعات اقدام بايد مخاطبين آن را در چند دسته معين نمود:
- جماعت انقلابي داخلي: غالباً خوشحال شدند و اثر مثبتي داشت جز انتقادات موردي.
- جماعت سبز يا ضد انقلاب: غالباً‌ آن را در امتداد تندروي‌هاي سوم تيري دانستند كه نظرشان مهم نيست. اما اينكه چنين كاري با بي‌انصافي به نام حضرت آقا تمام مي‌شود هزينه زيادي است كه نبايد از آن گذشت.
- سران استكبار: غافلگير شدند و سعي كردند تا مي‌شود از اين داستان براي اقدامات عليه ايران استفاده كنند و مثلاً ‌تحريم نفتي راه بيندازند كه در عمل موفقيتي نداشتند. عصبانيتشان هم كه مهم نيست و البته اميدواريم در اين عصبانيت بميرند.
- مردم جهان: دو اثر متقابل داشت:
الف - اثر مثبت: اينكه خاورميانه شلوغ شده و ايران هم كه نه سفارت امريكا دارد نه اسرائيل به سفارت انگليس حمله كرده است.
ب - اثر منفي: با كار رسانه‌اي بگويند كه ايراني‌ها كه اين كار را با بي‌عقلي مي‌كنند ممكن است كه قصد ترور سفير عربستان را هم داشته باشند. البته بايد سنجيد كه چقدر هر يك از اين دو مؤثر بوده است.
- مردم منطقه: در راستاي اقدامات ضدامريكايي و ضداسرائيلي و تسخير سفارت‌ها در خاورميانه تحليل مي‌كنند كه اين به نفع ايران است.