رویكرد امنیتی اروپا در قبال پرونده هسته ای ایران
طی سی سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بی گمان هیچ متغییری همانند پرونده هسته ای روابط ایران و اروپا را تحت تاثیر قرار نداده است. در همین ارتباط تاكنون اقدامات و فعالیت های متعددی از سوی آمریكا و اتحادیه اروپا صورت گرفته است كه مهم ترین این اقدامات عبارتند از : قطعنامه های شورای حكام آژانس بین المللی انرژِی هسته ای، راست آزمایی آژانس بین المللی انرژی هسته ای از فعالیت های ایران، مذاكرات آژانس با مقامات ایرانی در زمینه های مختلف از جمله اتهاماتی كه ناشی از اطلاع رسانی غلط گروه های مخالف نظام ایران بوده است، قطعنامه های صادره توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد در ممانعت از ادامه فعالیت های ایران در زمینه غنی سازی اورانیوم و نهایتا فعالیت گروه موسوم به 5+1 كه موضوع هسته ای ایران را دنبال می كنند(1).
اما چه تحولاتی رخ داده است كه اتحادیه اروپا را به اتخاذ چنین رویكردی خصمانه سوق داده است. اتحادیه ای كه فلسفه وجودی اش بر پایه مسائل مالی و اقتصادی بوده است این روزها سردمدار مقابله با برنامه هسته ای ایران لقب گرفته است.
مشكلات بنیادی در روابط جمهوری اسلامی و اتحادیه اروپا
با پیروزی انقلاب اسلامی و قطع ارتباط با ایالات متحده، روابط ایران و اتحادیه اروپایی مسیر پر فراز و نشیبی را پیموده است. این روابط سینوسی وار از دوره سرد و گاه خصمانه ابتدای انقلاب شروع و تا امروز كه سنگین ترین تحریم های بین المللی علیه ایران را در پی داشته، ادامه یافته است. هر چند در دوره ایی نیز این روابط نسبتا رو به گرمی نهاده اما در مجموع سایه بی اعتمادی بر آن سنگینی كرده است. مفهومی كه شاید در نظریه رئالیسم بیش از هر چیزی بر آن تاكید شده است. در حقیقت خودیار بودن ماهیت نظام بین الملل سبب شده است كه بازیگران اصلی نظام بین الملل كه همان دولت- ملت ها می باشند به دیده تردید در یكدیگر نگریسته و بیشینه سازی امنیت و قدرت را دنبال كنند. اما در نگاهی دیگر باید گفت كه این بی اعتمادی بیش از هر چیز ناشی از ماهیت تحول خواه انقلاب اسلامی می باشد. در حقیقت جمهوری اسلامی با پی گیری قاعده نفی سبیل به عنوان یكی از مبانی بنیادین سیاست خارجی خود همواره نظم بین المللی را به چالش كشیده است و عدالت طلبی را به عنوان اصلی اساسی پیگیری كرده است. حمایت از آرمان انتفاضه فلسطین ، كمك و پشتیبانی از مسلمانان محروم و ستم دیده بوسنی و هرزگوین و امداد رسانی به مردم محروم و ستم دیده در نقاط مختلف افریقا شواهدی دال بر این ادعا می باشد. در همین حال، ایران بسیاری از قواعد ناعادلانه بین المللی همچون حق رای وتو اعضای دائم شورای امنیت و برخوردهای تبعیض آمیز نهادهای بین المللی را زیر سوال برده است. این موضوع كشورهای اروپایی را كه بنیان گذار این نظم به اصطلاح لیبرالی می باشند با سردرگمی و آشفتگی روبرو ساخته است. همچنین اصل صدور انقلاب اسلامی كه این نیز به اصل وحدت جهان اسلام، ایده شكل گیری امت اسلامی و پیشبرد ایده های اسلامی بر می گردد و نهایتا خود صدور انقلاب به ورای مرزهای ایران و به یك حوزه تمدنی غیر كه تحت عنوان ایران ام القرای جهان اسلام لقب گرفته، برای كشورهای غربی و اروپایی به عنوان یك تهدید تلقی می شود.
اما این روند در پی وقوع تحولات پس از یازده سپتامبر تشدید نیز شده است. به عبارت دیگر با قوع حوادث یازده سپتامبر، امنیت مولفه ی تعیین كننده ی ابعاد مختلف رابطه با اروپا بوده است. این تحول از آن روست كه تهدیدات كلیدی جدیدی كه تفكر امنیتی نوین اروپا بدان ها توجه می كند هر یك به نوعی در حوزه نفوذ و تاثیرپذیری كشورمان قرار دارند و همكاری جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با آنها ضروری و بعضا تعیین كننده است. روشن است كه برای مقابله با اشاعه سلاح های كشتارجمعی، مبارزه با تروریسم، حل و فصل منازعات منطقه ای ( اعراب و اسراپیل عراق و....)، برخورد با دولت های ناكارامد (افغانستان به عنوان نمونه بارز) و حتی مبارزه با جرایم سازمان یافته(به ویزه قاچاق مواد مخدر) جمهوری اسلامی ایران دارای نقش و نفوذی مهم و گاهی كلیدی است.
از سوی دیگر اشارات سند استراتژی امنیتی اروپا به تاثیر حكومت های دموكراتیك و كارآمد در صلح و امنیت جهانی به ویژه در منطقه خاورمیانه حاكی از تحول مهم دیگری است كه با توجه به خصومت اروپائیان با ایران تلاش دارد تا جمهوری اسلامی را در عرصه سیاست خارجی محدود سازد. این تحول به تعریف و جایگاه جدید مساله ی حقوق بشر در نظام تفكر امنیتی اروپا مربوط می شود. هم اكنون توجه ویژه ای بر تبعات و آثار نقض حقوق بشر بر امنیت اروپا معطوف شده و اصرار و ابرام اتحادیه ی اروپا به رعایت حقوق بشر كه پیش از این از زاویه های دیگری صورت می گرفت، پس از این از زاویه و منظری امنیتی مورد توجه قرار خواهد گرفت. با توجه به این نكته روشن می شود كه همگی موضوعات مندرج در دستور گفتگوهای ایران و اتحادیه اروپا اینك ماهیت و ارزش امنیتی پیدا كرده و از منظر امنیتی نگریسته خواهد شد. این دلیل دیگری است بر این جمع بندی كه روابط ایران و اتحادیه ی اروپا هم اكنون از مقوله و جنس امنیتی شده است و پس از این "احساس تهدید" ـ كه تلاش برای رفع تهدید و زمینه های آن را به دنبال خواهد داشت ـ حرف اول را در چگونگی روابط ایران و اروپا خواهد زد(2).
اما از طرف دیگر طی سال های بعد از انقلاب ایران همواره تلاش كرده است از اتحادیه اروپایی به عنوان یك جایگزین استفاده كند. بر این اساس در سطح دو جانبه، ایران تلاش نموده است با استفاده از ساز و كارهای دیپلماتیك قدرت های اصلی اتحادیه اروپا را مجاب نماید منافع ملی خود و منافع اتحادیه را در گرو روابط ایران و امریكا قرار ندهند. بدین معنا كه با نزدیكی به اروپا و استفاده از رقابت میان اروپا و امریكا می توان منافع كشور را تامین ساخت. در واقع اروپاییان در تنظیم چارچوب سیاست خارجی ایران همواره نقش جایگزین را ایفا كرده اند. اما شرایط حاكم بر اتحادیه اروپا مانع اقدامات جداگانه از سوی كشورهای عضو اتحادیه اروپا می شود. علاوه بر این با توجه به گرایش كشورهای اروپایی به تقویت روابط با امریكا، این فرصت برای اتحادیه اروپا فراهم شده است تا ضمن همكاری و همسویی با آمریكا از توان تاثیرگذاری بیشتری در بسیاری از معادلات بین المللی از جمله برخورد با ایران برخوردار باشد(3).
در واقع علی رغم پاره ای رقابت های تجاری و تاكتیك های متفاوت سیاسی و تاكیدات بیشتر در خصوص مسائلی همچون حقوق بشر و دموكراسی در مقایسه با امریكا، اتحادیه اروپا در اهداف و اصول با آمریكا اشتراك نظر دارد. بر این اساس به نظر می رسد در شرایط حاضر این دو در تلاش هستند جهت مقابله با چالش های جهانی مانند، تهدیدات امنیتی، برقراری ثبات، مسائل محیط زیستی، عدم اشاعه سلاح های كشتارجمعی، تروریسم، مسائل مربوط به مواد مخدر و جنایات سازمان یافته با یكدیگر همكاری بیشتری داشته باشند(4).
اتحادیه اروپا و برنامه هسته ای ایران
طرح موضوع هسته ای ایران به سال های آغازین دهه نود میلادی باز می گردد. پس از آشكار شدن پیشرفت های عراق در زمینه تولید جنگ افزارهای هسته ای در جریان جنگ اول آمریكا با عراق، ایالات متحده و هم پیمان استراتژیك آن، اسرائیل، ادعا كردند كه جمهوری اسلامی نیز در جهت دستیابی به این سلاح ها گام برمی دارد. مهم ترین دلیل و مدرك آن ها نیز امضا شدن موافقت نامه های همكاری با روسیه و چین برای ساخت نیروگاه های اتمی با این كشور در سال 1371 بود. این در حالی بود كه همه تحقیقات و مراكز هسته ای ایران زیر نظر آژانس بین المللی انرژی اتمی قرار داشت. با وجود این، برنامه هسته ای ایران حساسیت های امنیتی اتحادیه اروپا را برانگیخت. به گونه ای كه این موضوع از همان آغاز، در گفت و گوهای انتقادی ایران و اروپا مطرح شد. بهبود و افزایش سطح روابط اروپا با ایران پس از گزینش سید محمدخاتمی به ریاست جمهوری و سفرهای دوسویه رهبران ایران و اروپا هم اثر چندانی در رفع حساسیت های اروپائیان نداشت(5).
مواضع جمهوری اسلامی در برابر غرب در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی به گونه ای مسامحه جویانه بود كه برخی صاحب نظران از آن به عقب نشینی تعبیر كردند. در حقیقت جمهوری اسلامی برای نشان دادن حسن نیت خود حتی پا را از تعهدات بین المللی فراتر گذاشت، توافقنامه پاریس را امضا كرد و در مواقعی اجازه بازرسی سرزده از مراكز حساس را به بازرسان آژانس داد. اما این رویكرد افاقه نكرد و در پایان دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی، به دستور رهبر معظم انقلاب نظام رویكردی تهاجمی را بر گزید. سانتریفوژها را به كار انداخت، غنی سازی اروانیوم را از سر گرفت، كیك زرد را تولید كرد و سایر مراحل را یكی پس از دیگری به انجام رساند. البته باید گفت كه اتخاذ این مواضع بسیار هوشمندانه صورت گرفت زیرا جمهوری اسلامی ابتدا با نشان دادن حسن نیت خود سعی كرده بود حجت را بر سران كشورهای اروپایی تمام كند، اما بعد از اینكه نشانی در تغییر مواضع كشورهای اروپایی ندید برنامه های صلح آمیز خود را از سر گرفت.
آنچه در مجموع باید گفت این است كه اروپایی ها نسبت به برنامه هسته ای ایران و كلا توانایی های دفاعی جمهوری اسلامی حتی بیش از آمریكایی ها حساس هستند. به همین دلیل مسئله شفافیت در فعالیت های هسته ای ایران همواره یكی از پیش شرط های اروپا برای توسعه روابط با ایران بوده است. در حقیقت به دلیل نزدیكی جغرافیایی اروپا به ایران، قلب این قاره را در تیررس موشك های ایران قرار داده است. به همین دلیل شاهد استقرار سپر دفاع موشكی آنها در قالب ناتو در خاك تركیه هستیم. از سوی دیگر آنارشیك گونه بودن نظام بین المللی سبب شده سایه بی اعتمادی بر روابط دو طرف گسترانیده شود و علی رغم انجام تعهدات گوناگون از سوی دولت جمهوری اسلامی این اتحادیه همچنان بر مواضع سخت گیرانه خود پافشاری كند. آنچنان كه پس از فراز و نشیب های فراوان در تقابل با برنامه هسته ای ایران، سرانجام اقدام به تحریم ایران نمودند.
با این حال به نظر می رسد تحریم نفتی ایران به دلایلی چند در كوتاه مدت امكان پذیر نمی باشد. اول اینكه چنین هدفی به برنامه ریزی بلند مدت احتیاج دارد زیرا جمهوری اسلامی تنها تامین كننده 20 درصد نفت اتحادیه اروپا می باشد. علاوه بر این كشورهایی بیشترین خرید نفت را از ایران دارند كه به شدت درگیر مشكلات اقتصادی هستند مانند ایتالیا و یونان. در ثانی جمهوری اسلامی اعلام كرده كه حاضر به از سرگیری مذاكرات است و راه را برای گفتگو و مذاكرات دیپلماتیك باز گذاشته است. بدین ترتیب هنوز روزنه های تعامل كاملا بسته نشده است. علاوه بر اینها تهدیدهای سران نظامی جمهوری اسلامی اثرگذار بوده و قیمت نفت را ظرف چند روز گذشته به شدت بالا برده است. این عوامل سبب شده اتحادیه اروپا دست خود را در لغو تحریم ها بازگذارد.
منابع:
1ـمحمد توحیدفام، تاثیر سیاست خارجی اتحادیه اروپا بر روابط خارجی ایران با كشورهای عضو، مجله سیاست خارجی ، سال بیست و پنجم ، شماره اول، تابستان 1390، ص 361
2- نسرین مصفا، نگاهی به سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه، تهران ،1385 ، ص205
3ـ حسین دهشیار كتاب اروپا: ویژه روابط ایران و اتحادیه اروپا، انشارات موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر، تهران، 1383، ص16
4- هوشنگ كریمی ؛ جایگاه اتحادیه اروپا در نظام بین الملل در حال تكوین: موانع و چالش ها، فصلنامه سیاست خارجی، سال بیست و دوم، شماره 3، پاییز 1378 ، ص707
5- سید جلال دهقانی فیروزآبادی، گفتگوهای هسته ای ایران و اروپا، مجله اطلاعات سیاسی و اقتصادی، سال نوزدهم، شماره هفتم و هشتم، فروردین و اردیبهشت 1384، ص53