تركیه؛ دوست، دشمن یا فقط همسایه؟!

محمدابراهیم سینائی

 
دولت ایران براساس آموزه های ایدئولوژی خود نمی تواند در عرصه سیاست خارجی در تعارض با اصل اساسی این ایدئولوژی كه همانا عنصر عدالت است دست به اقدام بزند، بنا بر این رفتار ایران در قبال دولتهایی كه خلاف عدالت رفتار كرده و چالشی را برای این اصل اساسی مهیا می سازند مشخص و مبرهن است. دولت تركیه به عنوان یكی از اصلی ترین دولتهایی كه به ویژه در سال اخیر در تقابلی آشكار با سوریه به عنوان محور مقاومت قرار گرفته است رفتاری خارج از عدالت را سرلوحه سیاست خارجی خود قرار داده و در این راستا نه تنها منافع جهان اسلام را مدنظر نداشته بلكه در تعارضی آشكار با منافع امت اسلامی گام برداشته است. دوستی با دولتی كه رفتارش ناظر به عدالت نیست خود نمود بی عدالتیست.

در ادبیات روابط بین الملل نظریه رئالیسم به عنوان غالبترین نظریه این حوزه از دانش سیاسی موضع صریح و مشخصی را پیرامون سیاست خارجی دولتها اتخاذ كرده است. این نظریه به عنوان پرطرفدارترین نظریه در شاخه های گوناگون كلاسیك، نوكلاسیك، نورئالیسم، تهاجمی، تدافعی و . . . به عنوان نظریه ای كه میراث دار اندیشمندانی چون توسیدید، ماكیاولی، هابز، مورگنتا و والتز  است اصل منازعه و رقابت دائمی كنشگران اصلی سیاست بین الملل (دولتها) را سرلوحه خود قرار داده است. شاخه های گوناگون مكتب رئالیسم به رغم اختلافهای متعددی كه با یكدیگر دارند بر سر موضوعاتی چون وجود وضعیت آنارشیك و به تبع لزوم رعایت اصل خودیاری توسط دولتها تاكید داشته و معتقدند كه دوست و دشمن دائمی برای منافع ملی دولتها غیرقابل تصور است و دولتها به رغم منافع خود با اتخاذ سیاستهای تاكتیكی و استراتژیك دوست و دشمن را برای خود بازتعریف می نمایند و اصل آنست كه همه دشمن همدیگرند. به رغم بسیاری از نقدهای وارده به این نظریه كلان روابط بین الملل، بسیاری از دولتها با مبنا قرار دادن اصل منافع ملی(به عنوان اصلی ترین اصل مورد تاكید رئالیستها) در ترتیبات تصمیم گیری به تبعیت از این نظریه دست به تصمیم سازی و تصمیم گیری در عرصه سیاست خارجی خود می پردازند. دولت لائیك تركیه به عنوان میراثدار امپراطوی عثمانی از همان آغاز تشكیل تحت رهنمودهای بنیانگذار خود كمال آتاتورك بنیان و اصول سیاست خارجی خود را  بر اساس انگاره های مادی مورد تاكید مكتب رئالیسم استوار ساخت و در این راستا از هیچ ابزاری برای به حداكثر رساندن منافع ملی خود دریغ نكرده است.

 

برخلاف تصور بسیاری از اندیشمندان، با روی كار آمدن حزب عدالت و توسعه به عنوان سردمدار جریان اسلامی در نظام سیاسی لائیك تركیه، سیاست خارجی این دولت نه تنها در مبانی و اصول خود دچار تردید نشد بلكه به اعتراف بسیاری  از مقامات ترك بیش از گذشته بر اساس این اصول گام برداشته شد. نوع تعامل این دولت با غرب، جهان اسلام و موضعگیریهای این دولت در قبال مسئله فلسطین همه و همه معنایی جز حركت دولت اسلامگرا براساس انگاره های مادی را القا نكرده است. به اذعان بسیاری از دولتمران آمریكایی و حتی نهادهای پژوهشی آمریكا نوع تعامل دولت آمریكا با دولت وقت تركیه بیش از دولتهای قبلی تركیه است. موضعگیری معنادار دولت تركیه در قبال مسئله فلسطین و جریان مقاومت نیز از جهات گوناگون قابلیت پرداخت دارد. موضوع سوریه و نوع سمتگیری مقامات تركیه در قبال این موضوع شاید جنجالی ترین موردی باشد كه دولت تركیه را با دوگانه اسلامگرایی-غربگرایی مواجه ساخته است.  نوع مواضع و اقدامات مقامات ترك در این موضوع كار را بدانجا كشانده است كه افكار عمومی تركیه نیز اعتراضات خود را به شكل عیان به مقامات كشورشان منعكس ساختند. اجلاسی كه با عنوان اجلاس "دوستان سوریه" چند روز قبل در استانبول برگزار شد واكنشهای منفی ملت تركیه را در برداشت و بسیاری از مردم ترك با حضور در مكان برگزاری این اجلاس مراتب اعتراض خود را ابراز داشتند. مردم تركیه بر احترام گذاردن دولتهای شرگت كننده در این اجلاس بر خواست مردم سوریه مبنی بر حمایت از بشار اسد تاكید داشتند. با اینحال مقامات ترك دست از كار برنداشته و همچنان با همراهی برخی دولتهای عرب به ویژه دولت قطر و عربستان سعودی سعی در شعله ورتر ساختن اوضاع سوریه علیه حكومت مركزی اسد دارند.

 

تركیه در این موضوع و بسیاری از موضوعات مشابه دیگر در تقابلی آشكار با جمهوری اسلامی ایران سیاستهایی كاملا  عكس سیاستهای جمهوری اسلامی ایران را اتخاذ كرده و در پیدا و پنهان علیه منافع و مواضع جمهوری اسلامی ایران عمل كرده است. حال سوالی كه در ذهن متبادر می شود آنست كه به راستی دولتی چون تركیه را باید در كدامین جایگاه برای سیاست خارجی ایران قرار داد؟. آیا تركیه دوست ایران است یا آنكه باید این دولت را در ردیف دشمنان ایران قلمداد كرد؟.

 

با رجوع به ادبیات رئالیسم پاسخ این سوال آشكار خواهد شد. بی تردید برمبنای نظریه فوق هیچ دولتی دوست دائم ندارد لهذا ایران برای تركیه نمی تواند جایگاه دوستی مستمر را داشته باشد بنا بر این موضع و نوع عملكرد دولت تركیه در قبال موضوعاتی چون سوریه به صراحت قابل فهم و تبیین است. این موضوع اما برای دولت ایران به این سادگی قابل فهم نیست. بی تردید فهم رفتار دولت جمهوری اسلامی ایران به عنوان دولتی كه در اصول و مبانی سیاست خارجی خود تفاوتهای آشكار و بدیهی با دولتهایی چون تركیه(كه دنباله رو مكتب رئالیسم می باشند) دارد باید بر اساس شاخصهای دیگر تعریف شده در ایدئولوژی و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران صورت پذیرد. بر اساس آموزه های مكتب شیعه به عنوان منبع ایدئولوژی سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران شاخص مهم در تشخیص دوست از دشمن شاخص "عدالت" است كه آن نیز تنها در قالب نظم امت محور قابلیت تعریف داشته فلذا ایران براساس ایدئولوژی خود نه باید و نه می تواند با دولتهای اسلامی سرناسازگاری داشته باشد. با این تفسیر دولتی چون تركیه به عنوان دولتی كه در بسیاری از شاخصها خود را اسلامی می داند نمی تواند به عنوان دشمن ایران در نظر گرفته شود و این موضوع در تقابلی آشكار با مكتب رئالیسم قرار می گیرد.

 

نمونه ایران و تركیه را باید از زاویه دیگری نگریست. دولت ایران براساس آموزه های ایدئولوژی خود نمی تواند در عرصه سیاست خارجی در تعارض با اصل اساسی این ایدئولوژی كه همانا عنصر عدالت است دست به اقدام بزند بنا بر این رفتار ایران در قبال دولتهایی كه خلاف عدالت رفتار كرده و چالشی را برای این اصل اساسی مهیا می سازند مشخص و مبرهن است. دولت تركیه به عنوان یكی از اصلی ترین دولتهایی كه به ویژه در سال اخیر در تقابلی آشكار با سوریه به عنوان محور مقاومت قرار گرفته است رفتاری خارج از عدالت را در سرلوحه سیاست خارجی خود قرار داده و در این راستا نه تنها منافع جهان اسلام را مدنظر نداشته بلكه در تعارضی آشكار با منافع امت اسلامی گام برداشته است. هرگونه آسیب به دولت سوریه بی تردید بیش از هر چیز رژیم صهیونیستی را به عنوان دشمن اصلی دنیای اسلام شاد خواهد كرد این امر خود به خوبی شاهدی برای خیانت دولت تركیه به جهان اسلام و تزویر این دولت در ژستهای اسلامگرایانه اش می باشد. به همین دلیل دوستی با دولتی كه رفتارش ناظر به عدالت نیست خود نمود بی عدالتیست.

 

بنابراین دولت تركیه را در شرایط فعلی نمی توان دوست ملت و دولت ایران دانست چراكه ایدئولوژی غرب ستیز و اسلامگرای نظام جمهوری اسلامی ایران چنین اجازه ای را نمی دهد و بهترین تعبیر برای دولت فعلی تركیه در تعبیر امام از اسلام آمریكایی نهفته است. علاوه بر این همانگونه كه طرفداران رئالیسم معتقدند این دولت را به مثابه دشمن نیز نمی توان قلمداد كرد چراكه به رغم سیاستهای غلط دولت تركیه مردم این كشور مسلمانانی معتقد بر سنت نبویند. بهترین نگاه به دولت تركیه كه می تواند در شرایط فعلی در سرلوحه اقدامات دستگاه دیپلماسی كشور در قبال دولت تركیه قرار بگیرد نگاهی معطوف به جایگاه خاص ژئوپلتیك این دولت به عنوان همسایه دولت ایران است.