دلایلحقوقی بر امکان عدم احراز صلاحیتهاشمی برای ریاست جمهوری1
سید حمیدرضا طالقانی: اکبر هاشمی رفسنجانی، در انتخابات خرداد 92 کاندیدا شده است. اجماع گروهها و نحله های گوناگون دوم خردادی و جریان موسوم به اصلاحات و همچنین شرط و شروط خود او و بازي آمدن يا نيامدن، از مهمترین دلایلی است که حضور وی را قطعی نشان می دهد.
اما سئوال اصلی این است که آیا او می تواند با همه نقشی که در فتنه سال 1388 ایفا کرد، از شورای نگهبان تأیید صلاحیت بگیرد؟!! پاسخ ما به این سئوال منفی است و برای آن دلایلی داریم که در ادامه می خوانید:
1- نقش کلیدی هاشمی رفسنجانی در فتنه 88:
نویسنده این سطور قائل است که بازیگران داخلی فتنه 88 را نمی توان سران فتنه نامید زیرا بر اساس همه مدارک و اسناد معتبری که اکنون در اختیار نظام قرار دارد و مهم تر از آن؛ اقرار سران غرب و رژیم صهیونیستی، سرویسهای اطلاعاتی موساد و سازمان C.I.A و اینتلیجنت سرویس دولت انگلیس، رهبری و هدایت فتنه 88 را عهده دار بودند و امثال میرحسین موسوی، مهدی کروبی، سید محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی، مهره های مفتونی بودند که برای منافع غرب، عملگی کردند. اما در مقایسه با سایر عمّال مزبور، نقش هاشمی رفسنجانی در فتنه 88 چه بود؟
بی شک او اولین کسی بود که پروژه تقلب را کلید زد و رهبری فتنه گران داخلی را برعهده گرفت.
هاشمی رفسنجانی در شهریورماه سال 87 ؛ یعنی در شرایطی که 10 ماه تا برگزاری انتخابات 88 زمان باقی بود، در جمع عده ای از روحانیون مشهد، نسبت به سلامت انتخابات ابراز نگرانی کرد و این اولین باری بود که موضوع تقلب مطرح گردید و سریعاً و بطور بسیار گسترده، در مطبوعات دوم خردادی و رسانه های اپوزیسیون بزرگنمایی شد. سخنان هاشمی رفسنجانی در مشهد، هفته ها در کانون توجه این رسانه ها قرار داشت و روی آن مانور می دادند. وی همچنین در 12 آذر 87 در مراسم سی امین سالگرد قانونگذاری گفت: « مردم اگر احساس کنند که رأیشان در سرنوشتشان بی اثر است و متولیانی پیدا شوند که رأی آنها را هر جوری که می خواهند بخوانند، آنگاه دلسرد می شوند.»!
هاشمی رفسنجانی، مجدداً در پنجم دی ماه 1387، در جمع اعضای شورای مرکزی خدمتگزاران سازندگی سخنرانی کرد و در این سخنرانی، نسبت به وقوع تقلب در انتخابات دهم ریاست جمهوری، هشدار داد و گفت: « اگر ناظران و مسئولان برگزاری انتخابات، رأی مردم را ضایع کنند و اعلام قیمومیت کنند و نگذارند آنچه که مردم می خواهند، اعلام شود، این کار، خیانت و مستوجب عذاب الهی است.»
این درحالی بود که هنوز حدود شش ماه تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، زمان باقیمانده بود.
مقام معظم رهبری در 13 اسفند 87 فرمودند: « انتخابات به فضل الهی و به حول و قوه ی الهی، انتخابات سالمی است. من می بینم که بعضی ها در انتخاباتی که دو سه ماه دیگر انجام خواهد گرفت، از حالا شروع کرده اند به خدشه کردن. این چه منطقی است؟ این چه فکری است؟ این چه انصافی است؟ این همه انتخابات در طول این سی سال انجام گرفته است، مسئولان وقت در هر دوره ای صحت انتخابات را تضمین کرده اند و انتخابات صحیح بوده است. چرا بیخود خدشه می کنند، مردم را متزلزل می کنند، تردید ایجاد می کنند؟»
با این حال هاشمی رفسنجانی، بار دیگر در خطبه های نماز جمعه خود در اردیبهشت 88، موضوع تقلب را مطرح کرد و گفت: « باید بطور جدی تلاش شود تا سلامت انتخابات برای مردم مشخص شود تا با خیال راحت بروند و رأی بدهند... در تبلیغاتی که می شود، ضرورت دارد که علائم روشنی برای سلامت انتخابات نشان داده شود.»
مقام معظم رهبری، در 9 اردیبهشت 88 در جمع معلمان و کارگران و پرستاران فرمودند: « بی توقعی از دوستان است، بی توقعی از کسانی است که می دانند که انتخابات، سالم و متقن است، در عین حال همان حرفی را که دشمن می زند، اینها هم می زنند، من انتظارم این است که کسانی که با ملت ایرانند و توقع دارند که ملت ایران به آنها توجه کنند، انتخابات ملت ایران را زیر سئوال نبرند. مرتب تکرار نکنند که انتخابات سالم نیست، انتخابات، انتخابات نیست. چرا دروغ می گویند، چرا بی انصافی می کنند، چرا خلاف واقع می گویند؟ چرا این همه زحمات را نادیده می گیرند؟ چرا؟ چرا ناسپاسی می کنند؟ ...»
هاشمی رفسنجانی، سه روز قبل از برگزاری انتخابات، در تاریخ 19/3/1388، نامه ی عجیبی به محضر رهبری انقلاب نوشت. این نامه، از جهات مختلف، حاوی مطالب شگفت انگیزی است که مفصلاً باید تحلیل شود. ظاهر نامه، اعتراض وی به سخنان احمدی نژاد در مناظره ی تلویزیونی با موسوی بود و می گفت که وی در حرفهایش، به او و پسرانش تهمت زده و توهین کرده است درحالی که مسئولیت حرفهای احمدی نژاد، برعهده ی خود او است و مرجع رسیدگی به دعاوی کیفری و از جمله؛ افترا، قوه ی قضائیه است و او می توانست شکایت کند. اما هدف هاشمی علاوه بر بهره برداری سیاسی و تلاش برای بحرانی کردن شرایط، این بود که رهبری را به منازعات انتخاباتی بکشاند و ایشان را وادار به اظهار نظر نماید تا بلکه موضع بگیرند و در نتیجه، موازنه به نفع موسوی تغییر یابد، اما رهبری با هوشمندی، این را دریافته و به آن بی اعتنایی کردند.
سیاق نامه ی هاشمی رفسنجانی نشان می داد که او از موضع رهبر معنوی اصلاح طلبان و در مواجهه ای خشمگینانه سخن می گوید؛ زیرا اولاً نامه ی او فاقد سلام و والسلام بود، ثانیاً قبل از آنکه نامه را تسلیم مقام معظم رهبری نماید، آن را در سایتها و خبرگزاریها منتشر کرد تا قصد اصلی خود را از نوشتن چنان نامه ای ظاهر سازد. ثالثاً هاشمی در این نامه، رهبری و نظام را به وقوع حوادثی تهدید کرد که هیچ کس آن را پیش بینی نمی کرد و در گذشته نیز سابقه نداشت و وقوع آن بعد از انتخابات، اثبات کرد که از قبل آن را تدارک دیده بودند. وی در قسمتی از نامه ی مزبور می نویسد: « آتش فشانهایی که از درون سینه های سوزان تغذیه می شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت.» !!
او در واقع سه روز قبل از برگزاری انتخابات، رهبری را با این بیان، به همه ی آنچه که بعداً مو به مو اتفاق افتاد، تهدید کرد، حال آنکه کسی تصور چنین حوادثی را نداشت زیرا هر چهار نفر کاندیدا، در مصاحبه های خود اعلام کرده بودند که نتایج انتخابات را خواهند پذیرفت و به آرای مردم، احترام می گذارند، اما صراحت نامه ی هاشمی رفسنجانی، که در آن، رهبری را به فوران آتش فشانهایی که در جامعه شکل خواهد گرفت، تهدید می کند، به روشنی اثبات کرد که اغتشاشات و تخریبها و آتش زدنهای پس از انتخابات، از قبل طراحی و برنامه ریزی شده بوده است.
او در پایان نامه اش،از رهبری خواست که « برای رفع فتنه های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است! » اقدام مؤثری نماید و « مانع شعله ور شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوند! »
هاشمی، نامه ی خود را با این بیت به پایان برده است:
« سرِ چشمه شاید گرفتن به بیل
چو پر شد، نشاید گرفتن به پیل»
وی به این مقدار نیز بسنده نکرد و در هنگام انداختن رأی خود در صندوق، به خبرنگاران گفت: « بسیار مهم است که این انتخابات به گونه ای برگزار شود که هیچ کس نتواند شبهه افکنی کند و همه بپذیرند آنچه که از صندوق بیرون مي آید، همان باشد که مردم رأی دادند.»