دخالت نظامی عربستان در بحرین از منظر سه سطح تحلیل

عربستان و سركوب انقلاب‌ بحرین

فاطمه فهیمی

 
 

مجمع الجزایر بحرین در همسایگی استان شرقی عربستان قرار دارد. این كشور با هیچ كشوری مرز خاكی نداشته و با یك پل به نام ملك فهد، به این استان كه منطقه‌ای شیعه‌نشین بوده، متصل ‌می‌شود. یك چهارم ذخیره نفت جهان در این استان است. شیعیان این منطقه 15درصد جمعیت عربستان و 30درصد جمعیت استان شرقی هستند. از سویی بیش از 70 درصد جمعیت بحرین را نیز شیعیان تشكیل می‌دهند. لذا بحرین برای عربستان از سه منظر فرقه‌ای، اقتصادی و ایدئولوژیك مهم است.

 بحرین از زمان استعمار انگلیس تا به امروز جنبش‌های اسلامی بسیاری را به  خود دیده است. این جنبش‌ها در دوره پسااستعمار نیز به كرات اعتراضات خود را به حكومت آل خلیفه اعلام كرده است. حكومت آل خلیفه یكی از خاندان‌های مهاجری هستند كه از سده 18میلادی بر بحرین حكومت‌می‌كنند و به استناد قرینه های متعدد قبل و بعد از استقلال پیاده‌كننده سیاست حكومت‌های استعماری و سلطه طلب بوده اند.  اعتراضات سال‌های1956،1981 ،1989 و 1994نمونه ای از مبارزات مردم بحرین علیه حكومت آل خلیفه و بدست آوردن حقوق طبیعی و انسانیشان می‌باشد. در سال گذشته نیز متاثر از انقلاب‌های پیاپی منطقه و رشد بیداری اسلامی در منطقه جنبش‌های اسلامی در بحرین نیز تكاپویی دوباره یافتند و اعتراضات مسالمت امیز خود علیه حكومت آل خلیفه را آغاز نمودند.

از همان آغاز تحركات مردمی، حكومت آل خلیفه ضمن سركوب حركت مردم از كشور‌های شورای همكاری خلیج فارس درخواست كمك می‌كند. از همان ابتدا آل سعود كمك های مالی و سیاسی خودش را از خانواده ال خلیفه آغاز می‌كند. با اوج گیری انقلاب مردمی در 14مارس دولت بحرین حكومت نظامی اعلام می‌كند و شاه حمدبن عیسی آل خلیفه از عربستان درخواست كمك می‌كند. و مدت كمی بعد از آن نیروهای عربستان تحت عنوان سپر جزیره وارد بحرین می‌شوند. این گام قابل توجهی در سیاست‌های عربستان در منطقه‌ی خاورمیانه است. دولت عربستان كه همواره سعی می‌كرده تحت عنوان دولت سایه عمل كند ،بیش از یك هزار سرباز خود را در بحرین مستقر می‌كند.

استقرار نیرو‌های خارجی تحت عنوان نیروهای نظامی سپر جزیره انجام گرفته است. سپر جزیره شاخه نظامی شورای همكاری خلیج فارس است. لازم به یادآوری است كه شورای همكاری خلیج فارس در سال 1981 توسط شش كشور عربستان،بحرین، كویت، قطر، امارات متحده عربی و عمان در پاسخ به نگرانی‌های امنیتی منطقه خلیج فارس و از همه مهمتر ترس از صدور انقلاب ایران تشكیل شد. نیروی سپر جزیره نیز به عنوان پایه دفاعی و نظامی این شورا در سال 1982 تاسیس گردید. آنها تمرینات نظامی خود را در امارات در  1983 آغاز نموده و در جنگ خلیج فارس ، حمله عراق به كویت شركت‌ كرده‌اند. اگر چه استقرار نیروی خارجی در بحرین برای سركوب قیام‌های مردمی تحت عنوان نیروی سپر جزیره تشكیل شده است، اما اكثر نیروها سعودی و متعلق به گارد ملی عربستان هستند، كه در سال 1962تشكیل شده و ملك عبدالله شخصا فرماندهی آن را برعهده دارد. تعدادكمی سرباز از امارات و عمان و قطر  هم حضور دارند. استفاده از  نام سپر جزیره صرفا یك نام سیاسی برای عربستان محسوب می‌شود.

مداخله نظامی عربستان را در سه سطح می‌توان بررسی نمود:

1.       سطح داخلی عربستان

مجمع الجزایر بحرین در همسایگی استان شرقی عربستان قرار دارد. این كشور با هیچ كشوری مرز خاكی نداشته و  با یك پل به نام ملك فهد، به این استان كه منطقه‌ای شیعه‌نشین بوده، متصل ‌می‌شود. یك چهارم ذخیره نفت جهان در این استان است. شیعیان این منطقه 15درصد جمعیت عربستان و 30درصد جمعیت استان شرقی  هستند. از سویی بیش از 70 درصد جمعیت بحرین را نیز شیعیان تشكیل می‌دهند.  لذا بحرین برای عربستان از سه منظر فرقه‌ای، اقتصادی و ایدئولوژیك مهم است.

در سطح داخلی هرگونه نا‌آرامی برای عربستان خصوصا در استان شرقی كه منطقه ای نفت خیز ناخوشایند است . هرگونه نا‌آرامی در بحرین می‌تواند در شیعیان كشور همسایه یعنی عربستان اثر گذاشته و اتش نا آرامی را در این منطقه و سپس سراسر عربستان  شعله ور كند. به ویژه آنكه جامعه داخلی عربستان از انقلابهای اخیر منطقه بی تاثیر نبود و عربستان به وسیله عوامل زود گذری چون پمپاژ پول نفت به اقتصاد و جیب مردم و استفاده از روابط قبیله‌ای و نیز توسل به مشروعیت مذهبی برای حكومت خود توانسته برای مدتی این نا آرامی ها را سركوب كند. لذا اوج گیری و پیروزی مردم بحرین برای بدست‌ آوردن خواسته‌های مدنی شان می‌تواند عربستان را باردیگر مشتعل كند. در گذشته نیز عربستان این تجربه را داشته است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، شیعیان استان شرقی دست به تظاهرات خیابانی می‌زنند كه به شدت از سوی دولت مركزی سركوب می‌شود. در نتیجه عربستان نمی‌خواهد شاهد تكرار تاریخ باشد.

2.       سطح منطقه‌ی خاورمیانه( جهان اسلام)

این سطح را باید در رقابت استراتژیك و ایدئولوژیك عربستان با ایران برای رهبری جهان اسلام و كسب قدرت برتر در منطقه‌ تحلیل كرد. رقابت میان ایران و عربستان از منظر قدرت طلبی سابقه بسیاری دارد. اما در قبل از انقلاب این رقابت تحت مدیریت انگلیس و بعد از آن آمریكا قرار داشت و مانع بروز تنش‌های جدی میان این دو كشور می‌شد. پس از انقلاب اسلامی علاوه بر افزایش رقابت بر سر كسب قدرت برتر، رقابت ایدئولوژیك دو كشور نیز آغاز شد. همچنین ایران دیگر از حمایت آمریكا برخوردار نبود و آمریكا به سمت تجهیز كردن هرچه بیشتر عربستان حركت نمود. برای نمونه تنها در سال گذشته عربستان مبلغ 67 میلیارد دلار تسلیحات از آمریكا خریداری نموده كه علت اصلی آن حفظ توازن در مقابل ایران است. رقابت میان ایران و عربستان در عرصه اقتصاد نیز خودش را نشان داد. یكی از دلایل كاهش قیمت نفت در دهه 80 میلادی عدم همگرایی در میان كشورهای صادر كننده نفت (اوپك) بود كه این عدم هماهنگی ریشه در رقابت‌های ایران و عربستان داشت.

همچنین تلاش ایران و عربستان برای ترویج و توسعه قرائت‌های متفاوتی از اسلام كه كاملا در تضاد بایكدیگر قرار می‌گیرند این رقابت را از یك رقابت ژئوپلتیك به یك رقابت ایدئولوژیك و استراتژیك تبدیل می‌كند. و سطح این رقابت از منطقه خلیج فارس به سراسر جهان اسلام گسترش می‌یابد. عربستان در راستای این رقابت به گسترش وهابیت در سراسر مرزهای اسلام از افریقا تا اسیای مركزی و حتی در داخل مرز‌های ایران پرداخته‌ و همواره در این فعالیت‌ها اسلام شیعی را مورد غضب قرار داده است.

در نتیجه می‌توان فعالیت‌های عربستان را در منطقه در راستای هدف استراتژیك این كشور یعنی حفظ توازن در مقابل ایران، یا به عبارت دیگر جلوگیری از قدرت یافتن ایران تحلیل نمود. بدون شك پیروزی مردم در بحرین كه دارای اكثریت 60 تا 70 درصدی شیعیان است، منجر به تشكیل دولتی با درصد بالایی از شیعه‌گری خواهد شد و این اتفاق سبب افزایش قدرت و نفوذ ایران در منطقه می‌شود و این موضوع به هیچ وجه خوشایند دولت عربستان نخواهد بود. افزایش قدرت ایران سبب كاهش نفوذ و كمرنگ شدن نقش عربستان خواهد شد. قراین فراوانی بر تایید این تحلیل وجود دارد. بیانیه‌های شورای همكاری خلیج فارس در متهم كردن ایران به دخالت در بحرین تنها نمونه‌ای از قراین موجود می‌باشد.

همچنین عربستان به حمایت از تحركات صورت گرفته در سوریه به دنبال تضعیف متحدان استراتژیك ایران در منطقه است. در گذشته نیز همواره عربستان در تلاش بوده است تا از به قدرت‌ رسیدن گروه‌های طرفدار ایران در كشورهای منطقه جلوگیری نماید. دخالت آشكار عربستان در قالب كمك‌های مالی بلاعوض در انتخابات لبنان كه منجر به عدم توفیق گروه‌های طرفدار مقاومت شد، نمونه‌ این حركات است.

در انقلاب‌های منطقه نیز عربستان نقش حامی منطقه‌ای دیكتاتورها را ایفا نمود. پناه دادن به بن علی دیكتاتور تونس و نیز حمایت از مبارك تا آخرین لحظات به این دلیل بود كه عربستان به خوبی می‌داند نتیجه تحولات مردمی-اسلامی منطقه قدرت یافتن گفتمان مقاومت انقلاب اسلامی ایران خواهد بود. و معنای این افزایش قدرت و جایگاه ایران و به حاشیه رفتن دولت عربستان است. در این راستا نیز، یك نشریه متعلق به مخالفان حكومت عربستان كه در لندن منتشر می شود، در گزارشی فاش كرد: «تركی فیصل» سفیر سابق عربستان در آمریكا نیز با «مائیر داگان» رئیس موساد دیدار كرده است . نویسنده این گزارش در پایان مقاله خود روابط جدید و سری میان اسرائیل و عربستان را بر حول سه محور «تضعیف قدرت مصر» پس از سقوط مبارك، حمایت از وهابی ها، هدف قرار دادن دیگر مناطق خاورمیانه مانند سوریه كه روابط خوبی با ایران دارند و حمایت از سلفی ها برای ایجاد ناآرامی ها در خاورمیانه عنوان كرده است.

به نظر عربستان سعودی حاضر به تحمل هزینه‌های دخالت نظامی در بحرین شده است تا از ارتقا بیشتر جایگاه ایران در منطقه جلوگیری نماید.

3.      سطح بین المللی:

در سطح بین المللی باید به نقش عربستان به عنوان بزرگترین تولید كننده نفت در تامین انرژی جهان توجه داشت. عربستان ثروتمند‌ترین كشور منطقه خلیج فارس است كه مهمترین منبع تامین درامدش از محل فروش نفت است. لذا هرگونه ناآرامی در خلیج فارس كه بتواند بر امنیت منطقه ضربه زده و بر بازار  خرید و فروش نفت اثر بگذارد خوشایند عربستان نیست. عربستان نگران است تا با نا آرام شدن منطقه خلیج فارس در اثر تحولات انقلابی اخیر و در بلند مدت با قدرت گرفتن شیعیان در بحرین گذرگاه‌های خلیج فارس برای متحدان غربی عربستان و خریداران نفت او به خطر بیافتد. به عبارت دیگر با استمرار ناآرامی‌ها در منطقه امكان دارد آمریكا سیاست تامین منابع نفتی جایگزین خود را شدت ببخشد و عربستان مشتریان نفتی خود و نفوذ و اقتداری كه در امریكا به علت تامین كنندگی انرژی او دارد  را از دست بدهد.

 

علاوه بر این دست شستن امریكا از مبارك همچون زنگ خطری برای ال سعود بوده است. از سوی مواضع غیر مطمئن و غیر واضح امریكا از حكام منطقه و محكومیت قیام های مردمی این نگرانی را در پادشاهی ال سعود ایجاد كرده است كه ممكن است خود نیز به سرنوشت مبارك و بن علی دچار شود. در راستای تهدید درك شده از سوی بحرین شاهزاده الفیصل تركی در ابوظبی می‌خواهد كه امریكا از نیروهای ارتش متحد خلیج پشتیبانی در بحرین حمایت كند. اما كلینتون در پاسخ عربستان می‌گوید كه نباید پاسخ امنیتی صریحی به این ناآرامی‌ها داد. و علی رغم خواست عربستان، از عربستان می‌خواهد كه به بازشدن فضای سیاسی در بحرین كمك كند. عربستان دفاع از حاكمیت بحرین را به عنوان منافع ملی و یك تهدید واقع درك می كند اما امریكا واكنش صریحی در این زمینه نشان نمی‌دهد، لذا روابط بین عربستان و امریكا در هاله‌ای از ابهام قرار می‌گیرد. با توجه به نكات ذكر شده به نظر می‌رسد كه آمریكا در حال سرمایه‌گذاری برای آینده منطقه بوده، اما این سرمایه‌گذاری به نفع حكومت عربستان نیست. در نتیجه عربستان به دنبال حفاظت از پادشاهی خود بوده و در این میان دولت آمریكا و دولت‌های اروپایی تنها سكوت اختیار نموده‌اند. عربستان تلاش می‌كند تا با هر وسیله ممكن، اوضاع را در كشورهای اطراف خود تحت كنترل درآورد تا به سرنوشت دیگر دیكتاتورها گرفتار نشود. و در این میان تنها می‌تواند به سكوت و كمك‌های پنهان قدرت‌های جهانی نظاره  تكیه كند.

جمع‌بندی

در سطور فوق سه سطح از تحلیل برای دخالت عربستان در مسایل بحرین تشریح شد كه به نظر از میان سطوح مذكور رقابت با ایران از همه مهمتر بوده و عربستان نیز با تمسك به همین دلیل است كه در مجامع بین المللی از رفتار خود دفاع می‌نماید.برای همین عربستان تلاش خود را می‌كند تا با فرافكنی ایران را متهم به دخالت مستقیم در بحرین كند و خود را قهرمان مدافع كشورهای منطقه از قدرت طلبی ایران كند.