سكولاريسم بي نقاب

هنگامي كه موسوي در بيانيه شماره 18 خود از جدايي نهادهاي ديني از حكومت سخن گفت و از آن به عنوان ايده آل جنبش سبز ياد كرد احتمال آن مي رفت كه گروه هاي وابسته به جريان سبز اين تغيير ايدئولوژي آشكار را در رسانه هاي خود تئوريزه كنند.
سايت جرس متعلق به حلقه فكري جنبش موسوم به سبز در نوشتاري به قلم آرش نراقي با عنوان «آيا مسلمان سكولار ممكن است؟» به تئوريزه كردن انديشه سكولاريستي موجود در بيانيه هجدهم موسوي پرداخته است.
در اين مقاله نويسنده مدعي شده است كه نه تنها مسلمان سكولار ممكن است بلكه يك مسلمان خوب لزوما بايد سكولار باشد چرا كه سكولاريسم به عدالت نزديك تر است!
بي پايه بودن اين ادعا بر همگان روشن است و اگر كسي بخواهد به نقد آن بنشيند به بيراهه رفته است ولي آن چه كه بايد بر آن تاكيد كرد و پاي فشرد عبور اصلاح طلبان از سكولاريسم نقابدار و رسيدن آنان به انديشه سكولاريستي بي نقاب است.
اين موضوع در ذات خود يك امر مباركي است كه عده اي از نفاق خسته شده و نقاب را از روي انديشه هاي خود برداشته و آن را بي رنگ و لعاب در اختيار مردم قرار داده اند.
اگر زماني دولت اصلاحات با شعار «ايران براي همه ايرانيان» و با ادعاي پيروي از خط امام روي كار آمد و كسي را ياران آن نشد تا بگويد فلسفه نهفته در پس اين نقاب همان «سكولاريسم» است امروز به صراحت مي بينيم كه پرده ها برون افتاده و اسرار هويدا شده است.
اگر اصلاح طلبان زماني فيلسوفانه ريشي مي جنباندند و از دين حداقلي و حداكثري سخن مي گفتند امروز به صراحت مي گويند دين را ياراي ورود به عرصه سياسي نيست و چه بهتر كه خود را بازنشسته كند.
چند سال پيش نيز اكبر گنجي به صراحت مدعي شده بود دموكراسي مورد ادعاي اصلاح طلبان هرگز با اسلام و مكتبي كه ]امام[ خميني نماينده آن است سازگار نيست و اين ناسازگاري با هرمنوتيك و قرائت هاي مضحك اصلاح طلبان از بين نخواهد رفت.
اگر چه قوچاني من باب مزاح در مهرنامه خود ادعا نمايد كه اصلاح طلبان سكولار نيستند اما اين طنز مذاق عده اي را كه در خارج نشسته و محذورات داخل نشينان را ندارند خوش نخواهد آمد و اسرار را هويدا خواهند كرد.
روح الله امين آبادي